یکشنبه 20 آبان ماه سال 1386 ساعت 00:12 AM
بالاخره فیلم جواهری در قصر تمام شد و ....ما نیز از بس که خوشحالی نمودیم شعری سراییدیم
راستی نظر یادتون نره ها.........شوریده
بارالها فیلم یانگوم شد تمام
رفت برون از خانه ها مان ای عوام
فیلم یانگوم اخرش پایان رسید
بعد صد سال از شروعش شد تمام
بعد عمری دکتری یا اشپزی
خانه مینگی بشد او را مُقام
دختران از هجر او گشتند سیاه
از نبودش جان من گشت التیام
دختران فردا لباسش تن کنند
از فراق روی او لبخند حرام
جان من یانگوم دگر فیلمی مساز
خدمت مینگ گر کنی گوید سلام
من که از فیلمش ندیم خیر ولی
بنده یانگوم بشد ساه* شد غلام *:همان کس که در مذمت ما شعر گفت
ای جوانان سجده شکر اورید
من که شوریده شدم جانش فدام






