یکشنبه 6 آبان ماه سال 1386 ساعت 00:09 AM
جزوه هایم کو
روی میزم هیچی نیست
جزوه هایم اینجا بود
زیر اندیشه این خودکارم
من عجب بخت سیاهی دارم.
من جزوه هایم را وقتی می نویسم
که شب ازمون است
و دلم پر خون است...
دیروز استاد به من گفت
تو چقدر بی حالی
من به او گفتم
دل خوش سیری چند
جزوه هایم انگار
شده اند چون بی بار....
من دانشجویم
قبله ام اموزش
یا استاد
دوستانی دارم
بدتر از همدیگر
چون کفتار.......
جزوه هایم کو
دیدمش در انجا
زیر لیوانی از اب
یا که در دست مراد
که همی پاک کند شیشه ز خاک
جزوه هایم کو.....
خوب اینم به خاطر اینکه فردا باید برم تحقیقم رو ادامه بدم
نظر یادتون نره ها...
موفق باشید.....شوریده





