پنجشنبه 3 آبان ماه سال 1386 ساعت 8:43 PM
این هم چند تا شعر در باره عکسهایی که گذاشتم.......
گفتیم تا نشود کار ما تکراری*****بگذاریم چند عکس سرکاری
ببین و عبرت بگیر و لبخند زن*****عقل اندر سر است اگر داری
تو اگر شعور داری و فهم نزن*****لب به تریاک و قلیان و سیگاری
یا که از بس به هم هُل دادند****منفجر شد واگنی به یک باری
یا که بعد از انقراض دایناسور****گشتند جدا دو کبوتر به یک نازی
یا هواپیما به جای ان ود برج****ناگهان رفته است به سر بیچاری
یا که این بازی فوتبال است****یا که کُشتی کجی و یا چماق بازی
یا که چون موش پیکچر ما****ره به استادیو چگونه بری به یک باری
من شوریده و لنگ در هوا****خواستم که گذارم عکس خود ز بیکاری
چون که بیکار گشتم من****زد این سرم که گذارم این عکسها ز ناچاری









