اشعار عاشقانه و عکسهای طنز و شعر طنز

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 28 مهر ماه سال 1386 ساعت 8:57 PM

 

 

سلام یه چند روزی نبودم حالا هم که اومدم یکی از دوستان گفت یه شعر در باره دزد بنویس

البته به خاطر ذهن مخدوشم و حال خوبی که نداشتم نتونستم این شعر رو درست جمع کنم

دیگه ببخشید........شوریده

 

 

الا ای افضل دزدان تویی شادزد این دزدان-
تویی شادزد تویی سارق الا ای پیر این رندان

 
کنی سرقت در ابادی و یا سرقت ز هرجایی
بری ثروت ز هر ارگان و یا سرقت تو از دیوان

 
تو گفتی پول مردم را به از انان نگه داری
گهی دزدی تو پول از کیس گهی در رفتی از میدان
 
 
اگر خواهی تو پول دزدی بیا در کیس ما انداز
که پول ازدست این مردم به کیس ما به از انان
 
 
بیا تا کیس شوریده ز دست او که بر داریم
زنیم پول و زنیم جانش ویا اینکه شکن پیمان
 
 
تمام....