اشعار عاشقانه و عکسهای طنز و شعر طنز

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 24 مهر ماه سال 1386 ساعت 8:06 PM

 

 

یه چند روزی هستش که حرفای عجیب و غریب می نویسم

 

 

 معنی این شعرم رو فقط خودم می دونه به خودتون هم زحمت ندید

 

موفق باشید............ شوریده

 

 

 

یاد دارم که در شبی برفی****گفتمش به دل که یک حرفی

گفت بر من که ای عاشق****قلبت از غصه ها بکن فارغ

گفتمش که غصه هم یارم**** گفت و احسنت به این کارم

ناگهان صدای چون قار قار****خلوتم را شکست و شد اشکار

گفتمش ای که لعنتت بادا****ای سیاه و زغال و ای زاغا

گفتمش صدای تو چون خر****که بی جهت زدی این عر*   *:صدای خر

گفت و دیدم به دل گفتی****دیدم و شنیدم انچه را سُفتی

گفتمش ای کلاغ بد چهره****ای که نامت ز زشتیت بهره

حرف دل را چگونه بشنیدی****راز من را چگونه فهمیدی

گفت از رنگ روی تو خواندم****در حدیث عشق تو ماندم

گفتمش خاک عالمی سر کن****جان این سیاهیم مرا زر کن

گفتمش که زر شود رویت****محال است که زر شود خویت

کار عاشقی نه کار هر فردی****تو شوریده می باش اگر سردی