یه بنده خدایی از دستش زنش خیلی شاکی بود این هم یک غزل برای این اقا....
خدا هیچ کس رو کرفتار زن نکنه((الهی عامین))
این دفعه خانمها دیگه من رو می کشند........خواهشا دمپایی و کفش و اینا نزنید!!!!
از دست تمام دختران دل شیداست*****از ناز و کرشمه شان دل غوغاست
دانی که چرا گردن مردان شد کج******از بس دلشان پر شده از خون پیداست
در منزل هم غیبت همسر گویند******از داغ دل و سینه پر درد شکواست
اخر چه بود گناه مردان کاین جور******از دست زنان روند به پناه گاه گر جاست
از تانک و مسلسل که چه باید گویم *****در پیش زبان و کرنش زن خاراست
اندر عجبم که گر نمی داشتند اشک*****کز دست جماعت چه توان کردن راست
گویند که زیبا پسری چون او مُرد******ترشیده شود دخترکی بس زیباست
گویند که زیبا پسران گر مردند*****ترشیده شوند دخترکان چون حقاست
شوریده شدم بس که چرند من گفتم*****کاخر بشوم چو زن ذلیل اشکاراست
خوب امیدوارم خوشتون بیاد انشاءالله.....نظر یادتون نره.....شوریده






