بازم سلام خوب این دغدغه من و امثال من هستش که موهاشون داره می ریزه
و هی غم و غصه بی مویی رو می خورند منم که از این قاعده مستثنی نیستم
گفتم برای تسکین درد یه شعر درباره مو بگیم.....
موی سرم ریخته و من پیشانیم گشته خالی
غم می خورم مو ندارم ای داد ازاین بد بیاری
تِی کاف کشد مورچه بر ان بر این سر چون بیابان
گه می کنم یاد مویم ای داد از این خوش خیالی
برق می زند چون دگر نیست مویی برای سر من
شد جنگل سبز گیلان صحرای سینای* خالی
یادش بخیر ان زمانی شانه نمی رفت به ان مو
حالا نگه کن بدان سر کو گشته بی مو به سالی
هی می زدم من بر این سر انواع شامپو و دارو
دیدم نکرد هیچ اثر ان گفتم به حافظ که فالی
حافظ بگفتا کچل جان
دیگر مخورغصه مو
از درد هجر نباتم گشتم کچل تن هلالی
شوریده بود گیسوانم ان گیسوان چو اهو
از بس که چشمم نمودند گفتند ز بس اندِ حالی
*:صحرای سینا یکی از بزرگترین صحرا های شمال غرب افریقا است که در صحرای بزرگ افریقاست





