اشعار عاشقانه و عکسهای طنز و شعر طنز

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 آذر ماه سال 1386 ساعت 00:36 AM
تو عصر موشک و فضا، الاغ سواری عالیه
کنار بنز و زانتیا، دیدن گاری عالیه
بعدسیگار و پیپ و اکس، چپق کشیدن بهتره
ماهواره ها برن کنار، ستاره چیدن بهتره
بسکه فراوونه کلاغ، قناری قارقار می کنه
از هرچی آوازه خوشه، آدمو بیزار می کنه
سینما و تاتر چیه، سیا بازی قشنگ تره
رو حس و حال آدما، لی لی کنون نمی پره
اصغر آقا اَسی شده، موهاشو های لایت می کنه
زیر ابرو شو بر می داره، تیپ شو ری رایت می کنه
تو این قاراشمیش شدید، صغرا خانم ولنسیاس
عجب زمونه ای شده، دنیا رو باش دس کیاس
پیتزا و استیک ولش، سیخ جیگر نصیب ماس
آبگوش خوراک اعیوناس، اشکنه راس جیب ماس
از رپ و راک و پاپ نگو، ابرام غزل خونو می خوام
شبای صاف و ماه نو، صفای ایوونو می خوام
پپسی کولا ارزونی تون، قرتی بازی دیگه بسه
کاهو سکنجبین می خوام، آب قناتم هوسه
قدیم ندیما یادته؟ تهرون هوای خوبی داشت
شیرونیای حلبی، سقفای تیر چوبی داشت
آپارتمانای عجیب، با برج و بارو مد شده
مدرنه آب حوض کشی، باز دَسه جارو مد شده
عطرای پاریسی چیه، گلاب قمصر بیارین
تو جیبای بی برکت، یه مُش گل یاس بذارین
اینترنت و فکس و موبایل، تلویزیون و رادیو...
رد پای تمدنو، همینجوری بگیر برو...
شلوغ پلوغه سرمون، جا واسه دل نمی مونه
قدر من و تو رو حاجی، هیشکی دیگه نمی دونه
به جای ایمیل جون من، نامه ی دَسی بنویس
شیک بازی رو کنار بذار، اونی که هَسی بنویس
دنیا مثه راز بقاس، از صلح و آشتی بنویس
از روزگار خوبی که، اونوقتا داشتی بنویس
شنبه 14 مهر ماه سال 1386 ساعت 5:14 PM

شاید یکی از عادتهای زشت ما دست در بینی کردن انسانها باشه ((خوش به حال حیوونا که انگشت ندارن.....))خوب اگر چه که یک کم چرک وپرک نوشتم ولی نظر یادتون نره هاااااا....

 

  دست از دماغ بر ندارم تا اینکه انرا بیابم*****یا انکه انرا در آرم یا انکه از پا درایم

 

  تا دسته بردم فرو من انگشت سبابه ام را*****بیرون کشیدم جگر*را مالیدمش ان به پایم

 

ان قدر که من کردمش دست بیچاره شد از گشادی*** من کرده او را تحمل از دست او برکه نالم

 

شب تا سحر گشته کارم انگشته خود را گذارم***هی اندرو می کنم من بر بینی خوش نگارم

 

هی مادر من بگوید بس کن که بیچاره کردی**از بس که دست بردی ان تو خرطوم فیل شد دماغم

 

اخرنمی گویدم کس این کار من را چه سود است***لذت بداند هرانکس انرا به جانش که مالم

 

شوریده گشتم از اینکار ای بینی خوش خرامم***باشد که دست از تو دارم ای بینی خوش قیافم

 

خوب این شعر کمکی به دلم نشست نمی دونم نظر شما چیه؟!.......جالبه حس شعر ما تو

کافی نت از همه جا بیشتر هستش......اخه جوانی رو دیدم :

 

چنان کرده ان دست به بینی****شود خون جهان گر ببینی

 

خوب امیدوارم همیشه شاد باشید....شوریده

*:منظور چرک بینی ست